خرید بک لینک

من موهام و کوتاه کردم

یعنی دقیقا جای دست های تو رو

من موهام و کوتاه کردم و

یادگار تمام بوسه ها و نوازش ها و عطر تو رو

درست زمانی که کف سرامیک سفید آرایشگاه خیره و بهت زده

بهم چشم دوخته بود رهاش کردم و رفتم...

اما من تو رو رها نکردم...

برچسب: نویسنده: پویا فدایی تاريخ: چهارشنبه 28 تير 1396 ساعت: 8:45

گاهی دلت تنگ میشه فقط برای اینکه

چشمات و از خواب باز کنی

دستت بره رو دکمه ی لاک اسکرین

و ببینی کسی برات زده:

"ژوژه بیداری؟"

برچسب: نویسنده: پویا فدایی تاريخ: شنبه 24 تير 1396 ساعت: 16:48

شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:

<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

برچسب: نویسنده: پویا فدایی تاريخ: پنجشنبه 22 تير 1396 ساعت: 1:43

اگر برای ابد هوای دیدن تو نیفتد از سر من چه کننننم!؟

...

وقتی باهاش عربده میزنم و میخونم، بیا یه راهی بگو

چطوری دق نکنم!؟؟

برچسب: نویسنده: پویا فدایی تاريخ: جمعه 16 تير 1396 ساعت: 20:54

شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:

<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

برچسب: نویسنده: پویا فدایی تاريخ: پنجشنبه 8 تير 1396 ساعت: 23:36

شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:

<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

برچسب: نویسنده: پویا فدایی تاريخ: پنجشنبه 8 تير 1396 ساعت: 13:45

تو هم فکر میکنی که شبای دلتنگی چقدر داره کِش میاد!؟؟

تو هم فکر میکنی که عکس دوتایی از وسط نصف شده ی پروفایلت

چقدر داره خنج میکشه به سینه ام؟!!

تو هم میبینی که یکی یکی چطور آدم ها رو هول میدم عقب مبادا بخوان جای تو رو بگیرن؟!!

تو هم آره ؟!!! نه؟!!!

برچسب: نویسنده: پویا فدایی تاريخ: پنجشنبه 1 تير 1396 ساعت: 10:12

من هنوز گاهی شبا تو رو بغل میکنم

گاهی شبا میبوسمت،

گاهی ازت میترسم،فرار میکنم

بغض میکنم، زیر گریه میزنم...

من هنوز گاهی شبا خواب تو رو میبینم

برچسب: نویسنده: پویا فدایی تاريخ: پنجشنبه 1 تير 1396 ساعت: 10:12

یعنی نهایت اونهمه فکر و ایده و آرزو

اونهمه چه بکنیم و نکنیم

اونهمه امید و امیییید و امید

باید این روزایی که باشه که صبحاش از ساعت ٧

با اتو کردن مقنعه ی یه کارمند شروع میشه و

عصراش از لای هزار هزارتا کتاب خاک گرفته

برگرده خونه؟!!

ما نتونستیم...

:(

برچسب: نویسنده: پویا فدایی تاريخ: جمعه 19 خرداد 1396 ساعت: 4:36

صدای موسیقیِ تند و

چرخش نورهای رنگی و

رقص پاشنه های نوک تیز روی پارکت های چوبی...

با آن دکمه های از قلاف بیرون زده و

رد سرخ مانده بر پیک های مشروب و...

....

اینچنین بی پرده وداع کردنت...

برچسب: نویسنده: پویا فدایی تاريخ: شنبه 23 ارديبهشت 1396 ساعت: 5:29

قلبم

کمرم

باورم

زندگیم

شکست...

و اون رفت!!

:(

برچسب: نویسنده: پویا فدایی تاريخ: شنبه 23 ارديبهشت 1396 ساعت: 5:29

ردش هنوز روی گردنم بود

وقتی که داشت میرفت...

برچسب: نویسنده: پویا فدایی تاريخ: شنبه 23 ارديبهشت 1396 ساعت: 5:29

اشتباه از اونجایی شروع شد که دل بستیم

و اعتماد کردیم

و همه ی حقیقت و به زبون آوردیم...

اشتباه!!!

برچسب: نویسنده: پویا فدایی تاريخ: شنبه 23 ارديبهشت 1396 ساعت: 5:29

وقتایی که دلم براش تنگ میشه

میرم که وویس ها و حرف های آخرش و بخونم

آزار دهندس اما ،همیشه خشم از ناراحتی بهتره!

برچسب: نویسنده: پویا فدایی تاريخ: شنبه 23 ارديبهشت 1396 ساعت: 5:29

داشتم براش میمردم

و به روی خودم نمیاوردم...

...

یکماه گذشت!

برچسب: نویسنده: پویا فدایی تاريخ: شنبه 23 ارديبهشت 1396 ساعت: 5:29

صفحه بندی